تبليغاتX
سرگرمی از هر نظر

تقریبا درباره همه چیز

 دانلود آهنگ رپ
با سلام به همه خوش آمدید قدم رنجه فرمودید بفرمائید داخل

آقا من امروز میخام یه چیزی بهتون بگم یه چند روز قبل که من و علی رفتیم مسافرت و برگشتیم مادر و پدر من برنگشتن الان هم توی خونه کارمون شده تخم مرغ و سیب زمینی سرخ کرده و ساندویچ خوردن و بعدش دل و روده به هم ریختن و دل ضعفه کردن بابا خسته شدم از این زندگی خسته خسته فقط دیروز بنده رفتم یه ۴ سیخ کوبیده گرفتم زدیم تو بدن روشن شدیم تازه چشامون باز شد اگه کسی دست پخت غذا بلده به ما بگه مارو از بدبختی نجات بده همش که نمیشه بریم غذای بیرون بخریم پریروز رفتیم یه شلوار خریدیم بعدش اومدیم خونه سر راه دوتا همبرگر هم خریدیم من نمیدونم این همبرگر چی داشت منو تا بعد از ظهر به کل داغون کرد انگار ی چیزی تو گلوم سنگینی میکرد بعد علی بهم یه شریت آبلیمو داد یهو یه حالتی بهم دست داد هر چی خیارشور این همبرگر بی صاحب رو بود بالا آواردم من نمیدونم این علی چه بدن صفتی داره قدش ۱۷۳ هستش وزنش هم حدودا میره به ۷۰ هیکل معمولی داره ولی هر چی میخوره هیچیش نمیشه تو سال بعضی وقتها یه بارهم مریض نمیشه واقعا عجیبه

مثلا داداش بزرگ هم هستش خیلی هنر بکنه ها یه سیب زمینی سرخ کرده با سس تحویلت میده یه بار اومدیم کوکو درست کنیم انقدر این شل شده بود موقع بر عکس کرده ۵ یا ۶ قسمت شد

خوب امروز براتون یه سری آهنگ رپ میزارم که برید حالشو ببرید

این آهنگ اسمش هست بگو میتونی که بهزاد خونده علی خیلی گوش میکنه آهنگ تو کامپیوتر خیلی داریم ولی نمیدونم چرا گیر داده به این یکی

یگو میتونی

این آهنگ هم خیلی باحله که اسلیم و سالار به همراهی حبیب اجرا شده به نام مادر من حتما دانلود کن ضرر نمیکنی

مادر من

اینم اهنگ تفنگم با صدای امیر جنازه زیادی شاخ شده

تفنگم

اینم آهنگ سک سک که بابک تیغه خونده قشنگه بد نیست هم کوتاه هم حجمش کمه

سک سک

خدانگهدار

نویسنده: رضا 

راستی به خاطر کوتاهی پست باید خیلی ببخشید

 

|+| نوشته شده توسط علی و رضا در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت 6:32 |
 گالری عکس
سلام به همه و ممنون از نظراتتون

امرزو براتون یه سری عکس جالب یه به قولی گفتنی شکار لحظه ها یا همین چرت و پرتها دیگه براتون میزارم خیلی باحاله حتما ببینید

تیراندازی گربه

الهی من قربونت برم 

ولش کن کشتیش اه

ببر خشن 1

ببر خشن 2

ببر خشن 3

ببر خشن 4

خشم گربه

سگ با کلاس

زیبا ترین سگ دنیا

این یکی رو نبینی بهتره

بپا شصت پات تو چشت نره

کدومشون خوشگلتره

هم خنده دار هم خشن هم ترسناک

گ.ره خر بالای سر زرافه

گربه جوجه صفت

بلندترین زبان دنیا

سگ با کلاس

دستا بالا

برو کنار من اومدم

خوب امیدوارم لذت برده باشید اگه بازم خواستید تو چندتا پست آینده حتما میزاریم

یه سری عکس تو ادامه مطلب ببینید که شاید درس عبرتی بشه برای بعضی ها که به هیچی اعتقاد ندارند

خدانگهدار

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی و رضا در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 19:22 |
 جک و sms
سلام به همه امروز براتون یه سری عکس به همراه جک میزارم اول جکها رو یشنوید تا نوبت عکسها برسه

۱- یه روز به یه لاک پشت میگن دروغ بگو:

لاک پشت میگه:دویدم ودویدم سره کوهی رسیدم


۲-  یه روز یه برره ای میره حموم وقتی میاد بیرون میگه نمردیمو آب چرخ کرده هم دیدیم


باشگاه انگلیسی؟

.

1- میدلزبرو

2- میدلز بیا

3- میدلز بودی حالا

4- میدلز پا شو برو گمشو.


مهاجم سابق منچستر؟

.

1- اندی کول

2- اندی سر شانه

3- اندی پشت بازو

4- اندی مرسی هیکل


یارو عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه :

.

بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود


به غضتفر یه اره برقی میدن مبگن باهاش ۱۰۰۰ تا درخت رو ببر بعد از بریدن ۹۹۹ تا خسته میشه میشینه یه گوشه بهش میگن پاشو روشنش کن آخریش رو هم ببر میگه مگه روشنم میشه


یارو میره جوراب بخره توش فوت میکنه سوراخ هست یا نه


یارو با زن و بچه اش میره تو خونش میبینه بوی گاز میاد میگه هیچکش چراغ رو روشن نکنه من کبریت دارم


طرف با احساسات زنش بازی میکنه ۳ بر هیچ میبره


یارو با یه خره داشته شطرنج بازی میکرده دوستاش میان میگن عجب خر باهوشی یارو میگه چی چی تازه ۱ به ۱ مساوی هستیم


به یارو میگن مملکت خر تو خری شده

میگه آره من ۳ بار رفتم سربازی هیچ کس نفهمید


یه بسیجی حوصلش سر میره به دوست دختش زنگ میزنه میگه مخ باباتو بزن بریم نمار جمعه


اینم sms ها

۱-مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟ زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت

۲-نفرين جديد: الهي سهميه بنزٍينت نصف بشه

۳-جان فدا کردن براي دوست چندان مشکل نيست،پيدا کردن دوستي که ارزش جان فدا کردن را داشته باشد مشکل است

۴-ادم به پنج دلیل شانس آورده! چون حوا نمی تونسته بهش بگه: 1.من آدمت کردم 2.برو از شوهر مردم یاد بگیر 3.دیشب کجا بودی 4.پولاتو دادی مامانت 5.مامانم اینا

۵-دعاي خانم ها : خدايا به من عشق بده تا همسرم را دوست بدارم ؛ صبر بده تا تحملش کنم ؛ اما قدرت نده که مي زنم لهش مي کنم

۶-تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند

۷-بزرگترین ارزوم اینه کوچکترین ارزوت باشم

۸-سلام،میدونی رفیق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانایی هم معنی نداشت. اگه زشتی نبود زیبایی هم بی معنی بود. میبینی؟ دنیا به تو هم نیاز داره

۹-حالا می دونی فرق تو با توپ چیه ؟ .توپ رو باید شوت کرد اما تو خودت شوووتی !!!

۱۰-مهم نيست که قشنگ باشي قشنگ اينه که مهم باشي حتي براي يه نفر...

۱۱-زندگی زیباست حتی اگر کور باشی ٬ خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی٬ اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی...

۱۲-جديد ترين جمله عاشقانه : بنزين نگاهت رو براي قلبم سهميه بندي نکن

۱۳-گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود

۱۴-جهنم زماني است که شما داراي: اتومبيل آمريکايي، زن بريتانيايي، خانه چيني، غذاي آلماني و درآمد ايراني باشيد. بهشت زماني است که شما داراي: درآمد آمريکايي، خانه بريتانيايي، غذاي چيني، اتومبيل آلماني، و زن ايراني باشيد

۱۵-یه ضرب المثل نمیدونم کجایی هست که میگه به هیچ کس جز خودت و خرت اعتماد نکن منم به هیچکس جز خودم و خودت اعتماد نمیکنم

 

یه سری عکس باور نکردنی از لاک پشت دو سر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی و رضا در جمعه نهم شهریور 1386 ساعت 13:13 |
 گفتگو
با سلام من علی هستم این چند وقت به خاطر مسافرت به تهران نتیونستم پست بزارم خیلی خیلی معذرت میخوام امشب  تولد امام زمان(ع) بود که ساعت ۶ من و رضا از خونه رفتیم بیرون خیلی جالب بود  همه خیابان ها پر از نظری شربت و شیرینی و اسفند خیلی فضای جالبی بود منم انقدر از این شربت ها خورده بودم که دیگه نمیتونستم راه برم  امروز میخوام برای اولین بار در وبلااگم درباره یه موضوعی جدی صحبت کنم درباره اعتیاد که یکی از مخرب ترین چیزها در جامعه ما هستش

اعتیاد عبارت است از وابستگی به عوامل یا موادی که تکرار مصرف آنها با کم و کیف مشخص و در زمان معین از دیدگاه معتاد ضروری می‌نماید. یعنی تداوم بخشیدن به مصرف مواد و عوامل مخدر درمانی عامیانه ، غیرمعمول ، دور از موازین علمی و معتاد کسی است که نیازمند و وابسته روانی- جسمانی به مواد و عوامل مخدر و عادت‌زا می‌باشد که به منظور برآوردن آن بایستی از این مواد بطور مداوم و در فواصل مشخص استفاده کند.

افزایش سرسام آور مصرف مواد مخدر  در جهان و قاچاق روز افزون این مواد پیامدهای وحشتناکی خواهد داشت که مستقیما نسل جوان و بشریت را تهدید می‌کند. گسترش شبکه قاچاق بین‌المللی و دام اعتیاد ، میلیون‌ها نفر جوان را به فساد و کام مرگ می‌کشاند و سوداگران مرگ را به ثروت و قدرت می‌رساند. اعتیاد یک مسئله بزرگ بهداشتی و بلایی اجتماعی و دارای جنبه‌های متعدد اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، روانی ، اخلاقی و حقوقی است. از اینرو آگاهی خانواده‌ها درباره سرانجام نکبت‌بار اعتیاد در پیشگیری و مهار آن کمکی موثر به ‌شمار می‌آید.اعتیاد با وابستگی جسمانی و روانی همراه است. بعضی از داروها نیز ممکن است با ایجاد وابستگی روانی در بیمار موجب افزایش مصرف شوند و اعتیاد بدهند. فرد معتاد با دریافت مواد اعتیادآور سرخوش و راضی می‌شود و با توقف مصرف دارو دجار خماری و اختلال شدید جسمانی می‌گردد. مواد اعتیادآور سبب پیدایش پدیده تحمل نیز می‌شوند. به ‌موجب این پدیده فرد معتاد برای دسترسی به اثر اولیه این مواد که در ابتدا با مقدار کم حاصل می‌شود مصرف خود را افزایش می‌دهد. شدت و نوع وابستگی نسبت به مواد اعتیاد آوربرحسب نوع و اثر آن متفاوت است. برخی از این مواد مانند تریاک و مشتقات آن وابستگی شدید ایجاد می‌کنند و برخی دیگر با وجود تاثیری که بر روان و ذهن فرد می‌گذارند اعتیاد دهنده به ‌شمار نمی‌آیند. 
فرد معتاد کسی است که اساسا یا از خود و یا از محیط خود و یا هر دو احساس ناخشنودی ، نارضایتی و ناراحتی دارد و در چنین حالت نامطلوبی ناگزیر از مصاحبت و موانست با افرادی که برخلاف او دنیا را محل مناسبی برای زیستن یافته‌اند و علی رغم مسائل و مشکلات آن بگونه‌ای خود را با شرایط زندگی وفق داده‌اند آن را عقل می‌کنند. معتاددان در توهمات خود یک دنیای صنایی نسبتا رضایت‌بخش برای خویش متصورند که نه تنها بر هیچگونه تغییری یا در خود و یا در محیط مبتنی نیست بلکه دنیای خیالی آنان تنها بر اساس حضور مواد در بدنشان و نیاز به آن و رفع آن نیاز استوار است و غالبا آنان از احساس ناامنی ، احساس بی کفایتی ، احساس تنهائی ، نفرت ، نوسانهای افسردگی ، اضطراب شدید و بویژه کششها و تعارضات درون فردی بگونه‌ای رنج می‌برند. به هر حال اعتیاد و یک پدیده مخرب اجتماعی است زیرا اثرات نامطلوب و عواقب وخیم آنها تنها دامنگیر شخص معتاد نمی‌شود بلکه همه افراد را که بگونه‌ای با آنان وابستگی و ارتباط نزدیک دارند فرا می‌گیرد مخصوصا که فرد معتاد مسئول اداره یک خانواده و در نقش هم پایه نیز باشد.

 مصرف مواد مخدر و دیگر ترکیبات اعتیادآور بعلت اثرات دارویی ویژه خود تغییراتی در سطح فیزیولوژی و بیولوژی شخص بوجود می‌آورد که قسمت مهم این تغییرات بر روی سلسله اعصاب مرکزی و محیطی انجام می‌گیرد و نتیجتا بر روی حالات جسمانی- روانی فرد اثر می‌گذارد و شخص مواجه با تجاربی در تداوم از اهمیتی خاص برخوردار خواهد بود. و مهمترین این تغییرات عبارتند از:
تسکین موقت آلام روحی مانند اضطراب ، افسردگی و بی‌قراری و تسکین موقت دردهای جسمانی و احساس رضایت و آرامش درونی موقت و تشدید موقت و میزان هوشیاری بگونه‌های غیر قطبی و چون اغلب معتادین قبل از اینکه به اعتیاد روی آورند با مشکلاتی متعدد مانند اضطراب ، افسردگی ، بی قراری و تضادهای گوناگون مواجه بوده‌اند لذا مصارف اولیه مواد مخدر ممکن است در کوتاه مدت سبب تسکین ناراحتیهای فوق گردد و ترک ناگهانی و یا کاهش مصرف مواد مخدر پس از ایجاد وابستگی بدنی نسبت به دارو سبب اختلالاتی می‌گردد مانند بی‌قراری ، اضطراب ، خستگی مفرط ، گیجی ، حالات تهوع ، استفراغ و اسهال عدم تمرکز شدید و پاشیدگی افکار. در چنین مرحله‌ای فرد معتاد با چنین حالاتی روبرو می‌گردد و بنابراین تنها راه فرار از آن را استفاده مجدد دارو بداند. وابستگی فرد معتاد نسبت به ماده مخدر صرفا بدنی نیست و جنبه‌های وابستگی روانی آن به دارو در رابطه با مشکلات شخصیتی فرد در جریان تداوم اعتیاد از اهمیت اولیه برخوردار است

از نقطه نظر روانشناسی عقیده بر این است که اعتیاد به مواد مخدر بگونه‌ای غیر مستقیم واکنش و پاسخی است مخرب در مقابل کنش‌های غیر قابل تحمل بیرونی و درونی که بدان وسیله فرد سعی می‌کند آلام و مشکلات درونی خود ، مانند اضطراب، افسردگی و محرومیتها را کاهش داده و یا تسکین بخشد که در واقع انتخاب شیوه‌ایست ناسالم به منظور فرار از واقعیتهای موجود.

در واقع معتاد همانند دیگر افراد ، انسانی است که نیاز دارد عشق بورزد و مورد عشق قرار گیرد (عشق سازنده و حقیقی) او می‌خواهد به دیگران محبت کند و مورد مهر و محبت قرار گیرد وجودش برای دیگران موثر و با ارزش باشد و متقابلا وجود دیگران برای وی مفید و با اهمیت باشد، سرانجام ندای درونش از او می‌خواهد که او بایستی تغییر کند تغییری که او را از تمامی این مصائب و مشکلات برهاند و در تبادل خود و جامعه‌اش قبول مسولیت نماید متاسفانه بر اثر نارساییها و انحرافات خانوادگی و اجتماعی و همچنین عدم یک نظام تربیتی صحیح فرد به تدریج از مسیر حقیق دور می‌شود و با انتخاب شیوه و معیارهای مخرب از خود و جامعه‌اش بیگانه می‌گردد و این گریز از خویشتن خویش و بیگانگی وی را به انزوا و فرار هرچه بیشتر از واقعیتها می‌کشاند

دوران بلوغ دوره‌ایست که فرد با تضادها و کشمکشهای متعدد درونی مواجه می‌گردد. در این زمان او بخوبی احساس می‌کند که به مرحله‌ای جدید از زندگی می‌بایستی وارد شود و مسولیتی در قبال خود و جامعه‌اش اتخاذ نماید. مرحله‌ای که او را با نگرانی ، اضطراب و مشکل تصمیم گیری روبرو می‌سازد و او سعی می‌کند بگونه‌ای بر مشکلات خویش فائق آید. عدم توجه به اعضای خانوداه توقعات بیجا و بی‌مورد اطرافیان ، بدون در نظر گرفتن حساسیت این دوره و توقعات و ارزشهای متضاد اجتماعی اختلالات تطابقی در خانواده و زمینه‌های نامطلوب شخصیتی فرد بسهولت وی را در این دوره در مقابل انحرافات مختلف آسیب پذیر می‌سازد.

انواع مواد مخدر

تریاک شیرابه سفت شده‌ای است که از گیاهی به ‌نام کوکنار یا خشخاش گرفته می‌شود. برای تهیه تریاک کپسول نارس خشخاش را تیغ می‌زنند و با روشهای خاصی شیرابه‌ها را جمع‌آوری و آماده مصرف می‌کنند. رنگ تریاک معمولا قهوه‌ای و بوی آن نافذ و قوی است. هرچند تریاک در دست پزشک دارویی موثر برای درمان بیماریهاست و مشتقات آن در بسیاری داروها از جمله برخی شربتهای سرفه وجود دارد اما مصرف نادرست آن فاجعه می‌آفریند و تریاکی‌ها همگی دچار عوارض متعدد می‌شود. با مصرف تریاک ابتدا نوعی نشاط و خوشحالی زودگذر به شخص دست می‌دهد. پس از آن مرحله منفی آغاز می‌شود که فرد را برای بدست آوردن آن حالت خوش اولیه به ‌مصرف مجدد تریاک وا می‌دارد.

حرکات ارادی معتاد پس از مرحله اول کند‌ می‌گردد و شخص نسبت به امور بی‌تفاوت می‌شود. اراده تریاکی سست و متزلزل و گریز از دام اعتیاد برایش مشکل است. معتاد از لحاظ اجتماعی و اخلاقی به قهقرا می‌رود و با زیر پا گذاشتن ضوابط اخلاقی و قوانین و مقررات همه فعالیت خود را پیرامون بدست‌ آوردن ماده مخدر متمرکز می‌سازد. در صورتی که ماده مخدر به معتاد نرسد دچار علایم خماری می‌شود و نشانه‌هایی مانند خمیازه ، آبریزش از بینی، عطسه ، عرق زیاد ، تپش قلب ، لرز ، بی‌قراری و اضطراب در او بوجود می‌آید. با ادامه محرومیت ، عوارض شدیدتر و استفراغ ، اسهال ، بی‌اشتهایی ، دردهای شدید پشت و شکم و عضلات دست و پا به عوارض دیگر افزوده می‌شود.

تریاک در انسان سبب مسمومیت حاد و مزمن می‌شود. در مسمومیت حاد که خیلی سریع بروز می‌کند ابتدا مرحله تحریکی فرا می‌رسد، بیمار دچار سردرد ، سرگیجه ، سنگینی سر می‌شود و سپس احساس تشنگی شدید می‌کند. آنگاه بیمار به خواب عمیق فرو رفته و به طرف مرگ سیر می‌کند. مردمک چشم تنگ می‌شود و دیگر به تحریک با نور پاسخ نمی‌دهد. تنفس نیز خیلی آهسته می‌شود و از 4 تا 5 نفس در دقیقه تجاوز نمی‌کند. مرگ ممکن است در طی چند دقیقه تا چند ساعت در اثر اغما و وقفه تنفس پیش آید. گاهی نیز مسموم با یک بهبودی زودگذر چند روز زنده مانده و سرانجام جان می‌سپارد. در گذشته بسیاری از مسمومیت‌ها و خودکشی‌ها با تریاک انجام می‌گرفت. مسمومیت و مرگ با تریاک فراوان مشاهده می‌شود. مسمومیت مزمن در نزد معتادان دیده می‌شود. آلکالوئیدهای مهم تریاک را که عبارتند از مرفین ، کدئین ، نارسئین، نارکوتین و پاپاورین می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد: مرفین مهمترین آلکالوئید تریاک و دارای طعمی تلخ است.

هروئین

یکی از مشتقات مرفین ، هروئین است که از استیله شدن مرفین به‌دست می‌آید. مرفین داروی ضد درد باارزشی است که برای تسکین دردهای حاد و شدید بکار می‌رود. کدئین ، پس از مرفین ، از آلکالوئیدهای مهم تریاک محسوب می‌شود و اثر تخدیر کننده ندارد و برای تسکین سرفه مورد استفاده قرار می‌گیرد. موارد اعتیاد به کدئین به‌ندرت مشاهده شده است.
بنابراین در بین آلکالوئیدهای تریاک ، هروئین به عنوان خطرناک‌ترین ماده مخدر شناخته می‌شود. اعتیاد به هروئین بسیار قوی و خطرناک است و مصرف آن وابستگی شدید جسمی و روانی ایجاد می‌کند. هروئین از راه استنشاق ، تزریق زیرجلدی و تزریق درون سیاهرگی استفاده می‌شود. از آنجا که فروشندگان مواد مخدر ،‌ برای سود بیشتر ، هروئین را با گنه‌گنه ، گچ ، لاکتوز ،‌ نمک و مواد دیگر مخلوط می‌کنند،‌ در نتیجه هروئین ناخالصی که به‌دست معتاد می‌رسد بیش از 5 درصد هروئین خالص ندارد. ناخالصی‌های هروئین و نیز غیراستریل بودن سرنگ تزریق ، یکی از علل مرگ معتادان است که تاکنون هزاران نفر جوان را از پای درآورده است.

پس از آنکه فرد با مصرف هروئین احساس سرخوشی و لذت کرد ناگزیر به ادامه مصرف آن می‌شود و با احساس لزوم استعمال از لحاظ جسمی و روانی به دارو وابسته می‌شود. معتاد درمی‌یابد که اگر به دارو دسترسی نداشته باشد اضطراب ، بی‌قراری‌ و عوارض دیگر در او بروز می‌کند. این وابستگی سبب می‌شود که نه تنها مصرف دارو را ادامه دهد، بلکه هربار مقدار مصرف را نیز اندکی افزایش دهد تا به آن اثری که اولین‌‌بار با مصرف هروئین دست یافته است، برسد. به‌ این ترتیب معتاد مادام که از هروئین استفاده می‌کند خود را سرخوش و راضی می‌پندارد و هنگامی که به آن دسترسی ندارد دچار بی‌قراری ، اضطراب ،‌ تنش ،‌ خمیازه و افزایش تحریک‌پذیری می‌شود. افراد معتاد به‌تدریج ضعیف و پژمرده می‌شوند و در اثر اختلالات روحی و روانی میل به کار را از دست می‌دهند. در واقع همه فعالیتهای معتاد برای به‌دست آوردن دارو برای نوبت دیگر صرف می‌شود و در این راه از دروغ ، دزدی و پشت‌پا زدن به همه قیدهای اخلاقی و اجتماعی ابایی ندارد.

کوکائین

کوکائین از برگ کوکا به‌دست می‌آید. کوکا بوته‌ای است از جنس اریتروکسیلوم ، که دارای برگ‌های ساده و همیشه سبز است. برگ کوکا دارای دو نوع تانن است و از مدتها پیش در آمریکای جنوبی و مکزیک افراد فقیر برای رفع گرسنگی آن را می‌جویده‌اند. اما کوکائین که سمی و خطرناک است، نه برای رفع گرسنگی ، بلکه برای اثر محرکی که دارد مورد استفاده قرار می‌گیرد. کلریدرات کوکائین دارای اثر بی‌حس کننده موضعی است و از این خاصیت آن برای تسکین درد و بی‌حس کردن موضع برای عمل جراحی استفاده می‌شود. کوکائین محرک قشر مغز و دستگاه عصبی مرکزی است. مصرف آن سبب تهییج و بی‌خوابی می‌شود و به توهم و هذیان می‌انجامد. هرچند کوکائین از نظر فیزیولوژیک اعتیادآور نیست، اما از لحاظ روانی شخص را به دنبال خود می‌کشاند و استفاده از آن همان عواقب فردی و اجتماعی را که مواد اعتیادآور دارند، به ‌بار می‌آورد.

افرادی که کوکائین مصرف می‌کنند ابتدا احساس سرخوشی و نشاط می‌کنند و خود را سعادتمند و نیرومند و توانا به انجام کارهایی که به‌طور معمول قادر به انجام آنها نیستند،‌ می‌پندارند. حالت تحریکی ، بی‌قراری ،‌ اضطراب ، ترس ، پرحرفی ،‌ بی‌خوابی ،‌ هیجان و توهم و گیجی پس از مرحله اول گریبانگیر فرد می‌شود و قدرت واهی او رو به زوال می‌رود. از اینرو شخص به مصرف مجدد دارو می‌پردازد و دایره معیوب ادامه پیدا می‌کند. فرد کوکائینی ، معمولا دچار توهم‌های حسی و هذیان است و گاه حتی دوستان خود را نیز به‌جا نمی‌آورد و اشخاص را به‌جای یکدیگر عوضی می‌گیرد.

آمفتامین‌ها

آمفتامین‌ دارویی است که به عنوان محرک روانی شناخته شده است و چون سبب بی‌اشتهایی می‌شود در درمان چاقی نیز از برخی از انواع آن استفاده می‌شود. استفاده مداوم از آمفتامین‌ نوعی اعتیاد با نشانه‌هایی چون بی‌اشتهایی ، کاهش وزن ، تندی ضربان قلب و تنفس ، لرزش ، افزایش تحریک‌پذیری ، بی‌خوابی و روان‌پریشی ایجاد می‌کند.

حشیش

شاهدانه گیاهی است که در اکثر نقاط جهان می‌روید و بسته به محل رویش دارای تفاوتهایی می‌باشد. شاهدانه ، به‌ویژه شاهدانه هندی دارای یک ماده رزینی به‌نام کانابیس یا حشیش است که در کشورهای غربی و آمریکا ماری‌جوانا نامیده می‌شود. حشیش بوی قوی و طعم تند و خاصیت سکرآور دارد. حشیش یا کانابیس بر روی دستگاه عصبی مرکزی اثر می‌کند و استعمال طولانی آن به لاغری ، رنگ پریدگی ، ضعف و اختلالات روانی می‌انجامد.

چند دقیقه پس از تدخین یا یکی دو ساعت پس از خوردن حشیش مرحله تحریکی آغاز می‌شود که طی آن فرد احساس خوشی و انبساط خاطر می‌کند. تحت تاثیر حشیش کنترل رفتار مختل می‌شود و پرحرفی ، قهقهه و حس پرواز در بیمار پیش می‌آید. ادراک فرد از زمان و مکان مختل می‌شود و اختلال‌های حسی نیز پیش می‌آید. شخص دچار توهم و تصورات واهی می‌شود، محیط خود را غیر از آنچه که هست می‌بیند،‌ دست‌های خود را پر و بال می‌بیند و حوض خانه را دریا. از این‌رو حشیش را باید ماده خطرناکی تلقی کرد که اگرچه از نظر فیزیولوژیک وابستگی ایجاد نمی‌کند، اما چون وابستگی روانی به آن سبب می‌شود که فرد به طرف استفاده مداوم سوق داده شود باید به‌طور جدی با آن مبارزه کرد.

ال.اس.دی.LSD

ال. اس. دی. که نام کامل آن لیزرژیک اسید دی‌اتیل‌آمید است، از مواد توهم‌زاست که در قارچ ارگو وجود دارد. ال. اس. دی. سبب ایجاد اختلال در خلق و خوی فرد می‌شود، شناخت زمان و مکان را مختل ، فرد را دچار خوشی بی‌جا ، خودستایی ، احساس سبکی و بی‌وزنی ، هذیان و افسردگی می‌کند و ممکن است مصرف کننده را به خودکشی و آدم‌کشی بکشاند. با مصرف ال. اس. دی. توهم‌های بینایی و شنوایی دست می‌دهد و اشباح خیالی جای خاصی در ذهن فرد باز می‌کنند. به دلیل خاصیت توهم‌زایی شدید ال.اس.دی باید آن را یکی از مواد بسیار خطرناک تلقی کرد که نسل جوان را معرض تهدید قرار داده است.

این مطالب رو من قبلا نوشته بودم راستی برای پست بعد رضا میخواد هم عکس هم جک و هم بیوگرافی بزاره فکر کنم پست خوبی بشه نظر یادتون نره

خدانگهدار همگی

|+| نوشته شده توسط علی و رضا در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 ساعت 1:36 |
 گالری عکس و خبر
سلام به همه امروز یه خبر دارم که شاید شما رو زیاد خوشحال نکنه ولی من که خیلی خیلی خوشحال شدم اینکه برادرم پس فردا از مسافرت برمیگرده و با من تو کار وبلاگ داری کمک میکنه

آقا آرمان بلاخره رضا برادر کوچکترم تونست بیاد

گالری عکس امروز مربوط میشه به بازیگران سینمای هالیوود

والپیپر 1

والپیپر 2

والپیپر 3

والپیپر 4

والپیپر 5

والپیپر 6

والپیپر7

والپیپر8

والپیپر9

والپیپر 10

والپیپر11

والپیپر12

والپیپر 13

والپیپر14

از این به این وبلاگ دوتا نویسنده داره علی و رضا همه پستها رو هم شریکی میزاریم

خدانگهدار

موفق باشید

 

|+| نوشته شده توسط علی و رضا در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 8:42 |
 بیوگرافی 2 نفر از هنرمندان
سلام به همه آقا خیلی ممنون از نظراتتون دمتو گرم رو سفیدمون کردید

امروز براتون بیوگرافی هنرمندان رو میزارم مطمئنم خوشتون میاد

اول از همه استاد شجریان

استاد شجريان در تاريخ ١/٦/١٣١٩ در مشهد به‌ دنيا آمد و از چـهـار سـالـگـي‌ بــه‌ خوانندگي‌ علاقه‌مند شد. در سـال 1337 راديـــو خراسان‌ او را به‌ همكاري‌ در رشته‌ آواز دعوت‌ كـرد و او در آغـاز كـار بـدون‌ هـمراهي‌ ساز باخواندن‌ اشعار عـارفانـه‌ تـوجـه‌ هـنر دوستان‌ را جلب كرد و ديري‌ نپاييد كه آوازه‌ شـهـرتـش‌ بـه‌ تـهران ‌رسيد و براي‌ اجراي‌ برنامه‌هايي‌ در گـلـها توسط روان‌شاد «داود پيرنيا» دعوت‌ شد. در سال‌1345بـا ايـن‌ برنامه‌ همكاريش‌ را شروع‌ كرد.

از همان‌ سال ‌بـا اسـتـاد احـمد عبادي‌ آشنا شد و شاگردي‌ و دوستي‌ او را بـرگـزيد و از سال‌ 1346در كلاس‌ استاد مهرتاش‌ شيوه‌ و سبـك‌ ايـشان‌ را فـرا گـرفـت‌. از سـال‌ 1350 با استاد فرامرز پـايـور آشـنا و تــعليم‌ سنتور و رديف‌هاي‌ آواز استاد صبا را دنبـال‌ كـرد. از سـال‌ 1352 نـزد اسـتــاد عبدا... دوامي‌ كليه‌ رديف‌هاي‌ موسيقي‌ كلاسيك‌ و اصـيـل‌ ايـرانــي‌ و تـصـانيف قـديم‌ و شـيـوه‌ تـصنيف ‌خـوانـي‌ را آموخت‌ و در سال‌ 1354 استاد نور، «علي‌خان‌ برومند»مراجعه‌ كرد و سبك‌ و روش‌ خوانندگي‌ سيدحسين‌ طاهرزاده‌ را فرا گرفت‌ و در خلال‌ اين‌ ايام‌ نيز شيوه‌ خوانندگي‌ اقبال‌ السلطان‌، تاج‌ اصفهاني‌،ظلي‌، اديب‌ خوانسازي‌، قوامي‌ و بنان‌ را از روي ‌صفحات‌ و نوارها با دقت‌ دنبال‌ كرد و به‌ رمز و راز شيوه‌هاي‌ خاص‌ هر يك‌ از آنان‌ به‌ گونه‌اي‌ راه ‌يافت‌. از سال‌ 1354 تدريس‌ هنرجويان‌ را در رشته‌ آواز در دانشكده‌ هنرهاي‌ زيباي‌ دانشگاه ‌تهران‌ به‌ عهده‌ داشت‌ و تا سال‌ 1357 كه‌ اين ‌رشته‌ تعطيل‌ شد به‌ تعليم‌ دانشجويان‌ مشغول‌ بود.

 

باران کوثری

 

وي در 25 مهرماه سال 1364 در تهران به دنيا آمد. ديپلم خود را در رشته هنر گرفت. پدرش (جهانگير كوثري) كارشناس به نام فوتبال و تهيه‌كننده سينماست و مادرش را هم كه ديگر همه علاقه‌مندان به سينما مي‌‌شناسند، (رخشان بني‌اعتماد...) باران مي‌‌گويد: اولين سكانسي كه بازي كردم در سال 69 بود. كاري از داريوش فرهنگ، با بازي در فيلم سينمايي (بهترين باباي دنيا)، در آن زمان پنج ساله بودم...  

 

 

يك سال بعد در فيلم (نرگس) كاري از مادرش ايفاي نقش كرد، او در سال 82 ديپلم گرفت و سپس مدرك ديپلم نمايش از هنرستان سوره را هم اخذ كرد. او تا سال 81 بيشتر در فيلم‌هاي مادرش بازي كرد. سال 73 در فيلم روسري آبي، 76 در بانوي ارديبهشت، در سال 78 زيرپوست شهر، در سال 80 روزگار ما و در سال 81 در فيلمي از اصغر فرهادي بازي كرد كه (رقص در غبار) نام آن فيلم بود و... سپس در سال 82 مقابل دوربين (سيروس الوند) ظاهر شد، در فيلمي به نام (برگ برنده...) اما بيشتر زماني چهره شد كه در فيلم جديد (محمدحسين لطيفي) ايفاي نقش كرد، فيلم خوابگاه دختران كه در ژانر ترس بود.

همچنين در سال 84، بازي در فيلم ابوالحسن داودي با نام (تقاطع) را ايفا كرد... در ماه مبارك رمضان امسال نيز اولين كار تلويزيوني خود را بازي كرد. مجموعه‌اي به كارگرداني محمدحسين لطيفي، به نام (صاحبدلان.) پس از بازي در اين مجموعه به آبادان رفت و در فيلمي از همين كارگردان به نام (روز سوم) بازي كرد. فيلمي كه او را كانديد دريافت جايزه فجر كرد، اما باران سينماي ايران به جز اين فيلم، در فيلم مادرش (خون‌بازي) هم كانديد گشت و همين فيلم باعث شد، او در 21 سالگي جايزه سيمرغ بلورين را به دست آورد. البته قبل از باران، ترانه عليدوستي بود كه در 17 سالگي توانست به خاطر بازي در فيلم (من ترانه 15 سال دارم)، اين جايزه را از آن خود كند.باران مي‌‌گويد: هميشه يك قضاوت درباره من است كه صحيح نيست، همه فكر مي‌‌كنند با وجود پدر و مادرم من بايد خيلي زود مي‌‌درخشيدم و توي هم نسل‌هايم، تنها كسي بودم كه پله‌پله بالا رفتم و هيچ اتفاق خاصي برايم نيفتاد. مهم نيست، من به اين گفته‌ها توجه نمي‌‌كنم، اما من هيچ‌گاه دنبال اين نبودم كه ديده بشوم، مي‌‌خواستم حرفه‌اي باشم و حرفه‌اي بودن به نظر من يعني اين‌كه عضو يك مجموعه باشي. باران اعتقادي به سوپراستار شدن ندارد: نمي‌‌خواهم شعار بدهم اما به‌واقع دلم نمي‌‌خواهد، چون سينما براي من هدف نيست، بلكه وسيله است. پدرش مي‌‌گويد: باران دختري مسئوليت‌پذير است، شايد اين را از خلق و خوي ما به ارث برده، همچنين اعتماد به نفس عجيبي دارد. باران كوثري مي‌‌گويد: يك بازيگر خوب، بازيگري است كه هرگاه مقابل دوربين ظاهر شود، فكر كند اولين سكانس تصويربرداري‌اش است و دست و پايش بلرزد و مهم اين كه در واقع بازي كند. چرا كه مردم اين را مي‌‌خواهند، حتي اگر چهره نباشي و پارتي هم نداشته باشي.چندي پيش كه با باران صحبت مي‌‌كرديم، به ما گفته بود (پدر و مادرم نقش مهمي در ورود من به سينما داشتند، اما باران اگر لياقت داشته باشد، مي‌‌ماند، اگر پتانسيل داشته باشد، بيننده را جذب مي‌‌كند و... ) و درست هم گفت، باران لياقت داشت كه كانديداي بازي در دو فيلم شد و از يكي از آنها سيمرغ دهه فجر را كسب كرد.

باران در رابطه با خصوصيت يك دوست خوب مي‌‌گويد (دوستي خوب است كه معرفت داشته باشد.) او اهل ورزش هم است، تنيس، اما دو سال است كه ورزش نمي‌‌كند. باران دختر سينماي ايران، در حال حاضر به همراه مادرش در آمريكا به سر مي‌‌برد، او مي‌‌گويد (پدر و مادرم بهترين دوستان من هستند.)باران در مورد فيلم (خون‌بازي) به كارگرداني مادرش مي‌‌گويد: در اين فيلم به معناي واقعي كلمه، صادقانه بازي كردم، در مورد اين فيلم و زندگي معتادها كتاب خيلي خواندم، با معتادها در ارتباط بودم، كساني كه ترك كردند يا پزشكان متخصص... حتي در جلسات ترك اعتياد هم شركت كردم، پزشكان به من كمك كردند، چون خود افراد معتاد نمي‌‌توانستند، زياد حالاتشان را به من بگويند.

همچنين از مشاوران پزشكي هم زياد كمك گرفتم، من در اين فيلم به معناي كامل، كلمه (ترس) را متوجه شدم. در مدت تحقيق و بازي ديدم كه آدم‌ها چقدر راحت اين اتفاق برايشان مي‌‌افتد كه تنها يك لحظه است. در واقع اعتياد ،آدم را تبديل به يك حيوان مي‌‌كند.

جايزه باران كوثري، (يك سمند) بود و البته پس از دريافت سيمرغ دستمزدش هم بالا رفته است.بد نيست خاطره‌اي از دوران كودكي باران كوثري از زبان پدرش بشنويم. جهانگير كوثري فوتباليست سال‌هاي دور استقلال مي‌‌گويد: باران از كودكي استعداد خوبي داشت، يادم مي‌‌آيد سر صحنه فيلم (بهترين باباي دنيا)، ساخته داريوش فرهنگ، صدابرداري سرصحنه انجام مي‌‌گرفت؛ از طرفي باران كه در آن زمان پنج سال بيشتر نداشت، بايد ديالوگ‌هاي زيادي را مي‌‌گفت و از طرفي هم سواد خواندن و نوشتن نداشت. از اين‌رو همه عوامل فكر مي‌‌كردند كه كاري بس مشكل در انتظار آنان است. آتيلا پسياني كه آن زمان دستيار كارگردان اين فيلم بود، در اولين لوكيشن، يك‌بار ديالوگ‌ها را براي باران مي‌‌خواند، به بار دوم نمي‌‌كشيد كه دخترم، ديالوگ‌ها را به خوبي حفظ مي‌‌كرد كه اين حركت باعث تعجب همه شد، اين خاطره‌اي جالب از باران بود كه در ذهن من و مادرش مانده است...

 

 

 

منبع

 

راستی داشت یادم میرفت قرار بود برادرم بیاد و با من در اداره وبلاگ همکاری کنه ولی نشد اگه میومد خیلی خوب میشد

 

خدانگهدار

 

 

 

|+| نوشته شده توسط علی و رضا در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 5:52 |
 گالری عکس
سلام به همه

اول از همه باید تشکر کنم از تمام کسانی که نظر دادند و همه اونائی که نظر ندادند چون حداقل ما رو قابل دونستند و سر زدند

امروز براتون یه سری عکس از ماشین و موتور میزارم عکس نه یعنی والپیپر

شماره 1

2شماره

شماره3

شماره4

شماره5

شماره6

شماره7

شماره8

شماره9

شماره10

شماره11

شماره12

حالا موتورها

شماره13

شماره14

شماره15

شماره16

شماره17

شماره18

در آخر هم یه عکس در ادامه مطلب میزارم خداوکیلی نبینی از دستت رفته به خدا راست میگم

خدانگهدار

نظر یادتون نره

راستی یه وبلاگی رو به همتون پیشنهاد میکنم که برید و سر بزنید وبلاگ درباره رپ هستش

اینم آدرسش= rap-021-gang.blogfa.com


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی و رضا در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 14:40 |
 نوشته های طنز جوک و sms های جالب در هم دیگه به همراه یه سری عکس
 

 

سلام و خیلی ممنون از آقا آرمان گل که زحمت کشید نظر داد وخیلی باید گله کنم از دست کسائیه که نظر ندادند

امروز براتون یه سری نوشته های طنز و خنده آمیز میزارم

۱- یه روز دوتا گروه با هم دعوا میکنند گروه اول سنگ میزدند گروه دوم هد میزدند

۲- دو تا احمق ميرن يك رستوران كلاس بالا، ‌دو تا كوكا سفارش ميدند‌، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، ‌شروع مي‌كنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ‌ببخشيد،‌شما نمي‌تونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. احمقا يك نگاهي به هم مي‌كنند، ‌ساندويچاشونو باهم عوض مي‌كنند

۳-یه نفر زنگ ميزنه خونه دوست دخترش،‌ باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه

۴- یه نفر كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه

۵- یه نفر ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ طرف ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم

۶- یه نفر 19 تا بچه داشته،‌ بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر

۷- یه نفر ميره راهپيمايي، مي‌بينه شلوغه برميگرده

۸- روز يه نفر يه اسکناس هزار تومني ميبينه ، ورش ميداره ، بعد پرتش ميکنه ميگه : اه ما که از اين شانس ها نداريم

 

۹-يه نفر مي خواسته يه ماهي رو خفه کنه، هي سر ماهي رو مي کنه زير آب و در مي آره.

۱۰- طرف میره تو کوچه بن بست فکر میکنه آخره دنیاست خودکشی میکنه

۱۱-یه یارویی بچه شو میاندازه هوا یادش می ره بگیردش

۱۲- یک روز دو تا خجالتی با هم ازدواج می کنن بچشون آب میشه!!!

۱۳-  اس ام اس بسمه تعالي غرض مزاحمت بود كه بحمداله حاصل شد

۱۴- يه روز يه نفر خودشو به موش مردگي زده گربه اومده خوردش

۱۵- طرف آشغال میره تو چشمش سر ساعت۹ میشینه دم در

۱۶- زنگ در خونتونم هرکی تو رو بخواد اول باید منو بزنه

۱۷- یارو نصف شب از خواب بلند میشه میگه سلام بر حسین یهو یکی از زیر تخت در میاد میگه سلام اصغر آقا

۱۸-  یه روز دو نفر میرن دزدی صاحب خونه میفهمه میافته دنبالشون یکی از دزدها میره بالای دخت میگه من گیلاسم یکی دیگه میره زیر خر میگه تازه به دنیا اومدم

۱۹- طرف با سرنوشت بازی میکنه ۳ بر هیچ میبره

۲۰- یه مرده پرتغال خونی میخوره ایدز میگیره

خوب چطور بود حالا بری ادامه مطلب یه سری عکس عجیب غریب از دوستی حیوانات گذاشتم


چاکر همه بروبچس باحال نظر یادتون نره

خدانگهدار
 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی و رضا در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 14:35 |
 مذهبی
سلام

تو پست قبلی کسی نظر نداد چرا؟

خوب ولادت با سعادت قمربنی هشم حضرت ابوالفضل رو خدمت همه شما تبریک میگم امروز براتون تصمیم گرفتم مذهبی بنویسم که در باره حضرت محمد(ص) هستش

۱- پیامبر آهسته و با وقار راه میرفتند و همانند کسی روی سراشیب حرکت میکند راه میرفتند

۲-پیامبر بیشتر اوقات خاموش بودند و تنها موقع ضروری و احتیاج سخن میگفتند

۳- پیامبر به هیچ کس ستم نمیکرد و هیچ کس را کوچک و پست نمیشمارد

۴- پیامبر کارهای نیک را تحسین مینمودند و کارهای زشت را حقیر میشمردند

۵- پیامبر جای مشخص و معینی برای خود در مجالس برنمیگزیدند و از این کار هم نهی میکردند

۶- پیامبر آنقدر خلق و خوی نرمی داشتند که مردم او را برای خود همچون پدری دلسوز میدانستند

۷- پیامبر هرگز کسی را سرزنش نکرد و از هیچ کس ایراد نمیگرفت و به دنبال پیدا کردن عیوب مردم نبود

۸- پیامبر روی زمین غذا میخوردند و همانند بردگان مینشست و کفشهایش را با دست خویش وصله میزد

۹-پیامبر آنقدر از ترس و خوف الهی میگریست که جانماز آن حضرت خیس میگردید

۱۰- پیامبر دست و دلباز ترین مردم بود و اخلاقش از همه مردم نرمتر و برخوردش از همه گرم تر بود

۱۱- پیامبر هیچ گاه فقیری را به خاطر فقرش تحقیر نکرد و به هیچ ثروتمندی به خاطر ثروتش احترام نمیکرد

۱۲- پیامبر از همه مردم دیرتر غضبناک میشدند و از همه زودتر راضی میگردیدند

۱۳- پیلمبر در همه کارها جدی بودند و هرگاه گرفتاری به حضرت میرسید کار خود را به خدا واگذار میکرد

۱۴- پیامبر به هرکس میرسید زودتر سلام میکرد و چه شخص ثروتمند بود و چه کوچک یا بزرگ

۱۵- پیامبر نازک دل بودند و نسبت به همه مسلمانان رحیم و مهربان بودند

۱۶- پیامبر هیچ گاه حاجت نیازمندی را رد نمیکرد و نشد که حضرت در جواب نیازمندی نه بگوید

۱۷- پیامبر به طور مساوی به یارانشان نگاه میکردند و هیچ گاه پای خود را در مقابل اصحاب دراز نمیکردند

۱۸- پیامبر هنگام صحبت کردن لبخند میزد و با مردم شوخی میکرد تا مردم خوشحال گردند

۱۹- پیامبر هیچ گاه انتقام خویش را از کسی نگرفت و از کسی که اذیتش میکرد گذشت مینمود

۲۰-پیامبر هنگام ماه مبارک رمضان رنگ صورت شریفشان متغییر میشد  هنگام دعا بسیار تضرع مینمود

خوب ادامش باشه برای پستهای بد

راستی آقا آرمان چرا وبلاگت باز نمیشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نظر هم بدید

خدانگهدار

|+| نوشته شده توسط علی و رضا در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 12:6 |
 عذرخواهی و آموزش کامپیوتر
سلام به همه

در اول باید تشکر کنم از آقا آرمان عزیز و آقا شهرام و همین طور آقا وحید که زحمت کشیدن نظر دادند

عذر خواهی من بابت جک شماره ۳ در پست قبل هستش به خدا قسم میخواستم بنویسم یه مرده میره بالای برج آزادی از همه خیلی معذرت میخوام به خدا من برای اینکه به اقشار مختلف جامعه توحین نشه اسم اقشار جامعه رو نمیارم همش میگم یه مرده اون وقت یه همچین چیزی بنویسم.

اول از همه آموزش MS FRONTPAGE XP

قسمت اول یا همون آشنائی باView bar

 خوب برید ادامه مطلب اگه خوشتون اومد بگید تا ادامه آموزش رو بزارم 

آقا آرمان سعی میکنم تو این یکی یا دوتا پست بعد حتما بازم جک بزارم

خدانگهدار   

                                                                                                                                                                                                                                                          

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی و رضا در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 ساعت 1:31 |